اولین جلسه شورای سردبیری در روز پایان امتحانات ترم پاییز 84(و یا احتمالا روز بعد از آن) تشکیل شد. جمع پنج نفره شورای سردبیری به همراه آقای دامرودی در دفتر کانون قرآن در ساختمان B1 جمع شدیم تا برای ادامه انتشار صراط برنامه ریزی کنیم. آقای قدیمی جلسه را شروع کرد و تحویل آقای دامرودی داد تا ایشان ضمن بیان دغدغه ها و انتظارات خویش، به معرفی حاضرین هم بپردازند تا آشنایی نسبی حاصل شود. آقای دامرودی اسم می برد و توضیح کوتاهی از سابقه و گاهاً نوع تفکر افراد می داد. آقای محمد توپچی، ترم پنج متالورژی ...، آقای هادی قدیمی ترم هفت متالورژی ...، آقای مهدی حسینقلی زاده ترم هفت متالورژی ...، خانم فتاح زاده ترم سه متالورژی ...، خانم آقایی فر ترم چهار شیمی ...
پس از صحبت های اولیه مدیر مسئول سابق، نوبت شورای سردبیری جدید بود که یک به یک به حرف بیایند و از دغدغه های خود بگویند و برنامه هایشان، و راهکاری برای بهتر شدن ارائه دهند. حرف های دوستان یادم نیست ولی حرف های خودم را تا حدودی در خاطر دارم چرا که از قبل حرف هایم را آماده کرده بودم و تیترهای آن را در کاغذی نوشته بودم تا یادم نرود. مثل همیشه پرحرفی کردم ولی به نظرم حرف های لازمی بود. من گفتم که باید به اسلام به عنوان یک راهنمای عمل نگاه کنیم، طوری که تنها آبادگر آخرت ما نباشد و با اجتهاد به روز و لحاظ نیازهای حقیقی زمانی و مکانی، دنیای ما را هم آباد کند. الدنیا مزرعه الاخره. و گفتم که باید تصویری از ائمه ارائه دهیم که بتواند دردی از دردهای جامعه ما و امت اسلامی دوا کند. و خواستار آن شدم که صراط در مسیری گام بردارد که ضمن معرفی اسلام نخستین به دور از پیرایه های تاریخی و عرفی آن،بتواند شبهه ای از شبهات بچه ها را برطرف کند.
... در ادامه جلسه، در خصوص نحوه توزیع نشریه بحث شد و علیرغم بیان چند نظر متفاوت از سوی بچه ها، روال قبلی بهتر تشخیص داده شد. یعنی توزیع آن در خوابگاه و پخش رایگان در همه اتاق ها. شیوه ای که بچه های خوابگاه به شوخی، آن را پخش انتحاری می نامیدند. شیوه ای که مزایایی چون پخش گسترده تر در بین عموم دانشجویان و احتمال خوانده شدن از سوی جمعیت بیشتر و معایبی چون پایین آمدن ارزش نشریه و حتی استفاده از آن به جای سفره نان و زیر کتری و ... داشت.